به گزارش گروه سیاسی «فردا» مهدی كروبی در مراسم افطاری سید ناصر قوامی رئیس كمیسیون قضایی مجلس ششم و رئیس ستاد انتخاباتی خود در استان قزوین بر ادامه راه خود در راستای اهداف و آرمانهای انقلاب و شهدا تاكید كرد و افزود: بنا دارم تا زمانی كه حیات داشته باشم و حضرت عزائیل به سرغم نیاید حتی یك لحظه هم آرمانها و اهداف جمهوری اسلامی و شهدا را رها نكنم.
دبیر كل حزب اعتمادملی در این مراسم كه شب گذشته در قزوین برگزار شد، ضمن اظهار تاثر از حواشی بعد از انتخابات، گفت: متأسفانه برخی فعل و انفعالات در سرنوشت این انتخابات تأثیر گذاشت.
وی با بیان اینكه فضای انتخابات برای همه مردم و متأسفانه برای دنیا نمایان است، اظهار داشت: به خطر افتادن جمهوریت نظام مهمترین عامل نگرانی از انتخابات است؛ باتوجه به اینكه اسلامیت و جمهوریت از هم ناگسستنی هستند برای سرنوشت اسلام هم نگران هستیم.
كروبی با بیان اینكه اسلام در این كشور ریشهدار است، اظهار داشت: نگران این هستیم كه جمهوریت از نظر محتوایی به مرور حذف شده و تنها یك چیز صوری و ظاهری از آن باقی بماند.
وی تاكید كرد: البته وجود نگرانی بدین معنا نیست كه مأیوس و خانهنشین شویم؛ ضمن داشتن دغدغه نباید وظیفه و مسئولیت را از گردن خود ساقط كنیم.
دبیر كل حزب اعتماد ملی با اشاره به اینكه جامعه ما بسیار بالغ است و از نظر سیاسی مسائل را به خوبی متوجه شده و درك میكند، افزود: مردم برای اقداماتی كه در چارچوب قوانین اسلام باشد، كاملاً آماده هستند.
وی با بیان اینكه باید با تدبیر، دور اندیشی و با حساب و كتاب، كارهای خود را به طور قاطع پیش ببریم، گفت: در این راه مشكلاتی هم وجود دارد كه باید آن را پشت سر گذاریم؛ نعمتی كه بدون رنج و زحمت بدست بیاید چندان ارزش ندارد و زود هم به باد میرود.
كروبی تصمیمگیریها را منوط به شرایط زمانی دانست و ادامه داد: نمیتوانیم بگوییم یك ساعت دیگر چگونه برخورد میكنیم بنابراین با عزم مسلم و تفكر صحیح جلو میرویم.
او با بیان اینكه نباید هیاهو كنیم و در عین حال هم نباید خاكروی قضایا بریزیم و آنها را نادیده بگیریم، گفت: باید آسیب شناسی كرده و مقصر را پیدا كنیم. باید معلوم شود چرا و از كجا خوردهایم.
نامزد معترض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری، به توقیف روزنامه و سایت حزب خود اشاره و عنوان كرد: مطبوعاتیها نگران نباشند؛ یك روزنامه تعطیل شد، یك روزنامه دیگر؛ ولایت نشه امامت میشه.
دبیر كل حزب اعتمادملی خطاب به برخی مسئولان، ادامه داد: فیلتر میكنید، فیلترشكن هست! هرچه محدودیت قائل شوید فرزندان باهوش سرزمینمان میدانند چكار كنند.
وی تاكید كرد: محدودیت ضربه میزند ولی این ضربه محدودیت كاری ایجاد نمیكند؛ این روزها سایتها فراوان است و مخابره خبر ممكن.
كروبی همچنین در خلال سخنان خود به مزاح گفت: با این موبایلهایی كه از من فیلم میگیرید تن و بدنم میلرزد كه نكند اشتباهی كنم و شما هم ضبط كنید.
به گزارش خبرنگار آینده، مهمترین کار محسن رضایی در مناظره امشب، این بود که توانست با برخوردی اخلاقی، شخصی که چند شب پیش شخصیتهای مختلف کشور را آماج اتهامات خود قرار داده و با آمارهای عیرواقعی وضعیت کشور را بهترین وضع ممکن جلوه می داد، تا اندازه ای تغییر دهد و البته تغییر رییس جمهور توسط محسن رضایی در آخرین مناظره سیما پیروزی بزرگی است.
بنا بر این گزارش، در حالی که احمدی نژاد طی دو برنامه مدعی تورم 15 درصدی شده بود، با استدلال روشن محسن رضایی پذیرفت که تورم 25 درصد است و به این امر اعتراف کرد و البته آن را گردن تورم جهانی انداخت. وی در مقابل ایراد رضایی مبنی بر بی ثباتی در مدیریت هم سر فرود آورد و اظهار کرد: ما که معصوم نیستیم، مربی هم بازیکن عوض می کند. احمدی نژاد در برابر ایراد بیکاری گسترده کارگران، مراجعه سالان 340 هزار کارگر بیکار شده به ادارات کار را طبیعی خواند و درباره ایراد عدم تعامل با نخبگان هم با نخبه خواندن وزرای خود، تقصیر را به گردن نخبگانی انداخت که حاضر نیستند با او و دولتش تعامل کنند.
رییس جمهور کنونی حتی بازی با آمار بیکاری و عوض شدن تعریف بیکاری از 2 روز در هفته به دو ساعت در هفته زا پذیرفت، اما آن را به گردن دولت خاتمی انداخت.
نکته مهم این بود که در شرایطی که احمدی نژاد تلاش می کرد وضعیت کشور را بهشت زمینی جلوه دهد، رضایی با اشاره به 20درصد بیکاری، قفل شدن گردش پول با 35 هزار میلیارد معوقه دولت به بانکها، کاهش ظرفیت بازار بورس از 11هزار به 8هزار و کاهش 20 درصدی ذخیره ارزی در سال 86 ، نرسیدن نرخ رشد اقتصادی به 8درصد و تک رقمی نشدن تورم و بیکاری ، وضعیت واقعی کشور را به صورت ملموس برای مردم ترسیم کرد و احمدی نژاد در پاسخ با عقب نشینی از موضع پیشین خود اظهار کرد که باید وضعیت کشور را در مقایسه با دیگر دوره ها دید.
مجموعه این موارد باعث شد احمدی نژاد که با تکرار شگرد خود در مناظره با کروبی و 4 بار تکرار مساله شهرام جزایری، این بار درباره دولت فدرالی سوالهای تکراری مطرح می کرد، یک بار محسن رضایی را آقای موسوی خطاب کند و در اواخر بحث هم گفت: تسهیلات بانکی مثل رگ در خون است!

بهبهانی: آقای داوودی این منتقدای دولت خیلی نامردن، این راه آهن 60 کیلومترش آمدست، 500 کیلومتر هم بچهها دارن بواش یواش پیچ ریل ها رو محکم میکنن ولی اشکال نداره قابل تردده! حالا هی میگم این افتتاح انتخاباتیه!
احمدی نژاد در مناظره با موسوی برخی اتهامات را به خانواده هاشمی نسبت داد.

متن این گفتگو را خودتان بزارید.
این هم تصاویری انتخاباتی از 4 کاندیدای انتخابات

نه بابا این جلسه آمادگی آقای کروبی برای رفتن به مناظره با احمدینژاد نیست یه جلسه سخنرانیه!
رسانه های حامیان دولت: طرفداران احمدی نژاد در حال افزایش است.

- حتی اینا!
محسن رضایی به یاسوج سفر کرد.

فکر کنم رنگ حامیان رضایی هم مشخص شد.
ثمره: حامیان احمدینژاد مراقب درگیری و اغتشاش باشند

می بینید که حامیان موسوی در این تصویر به دنبال درگیری و اغتشاش هستن؛ حتی کلاه ایمنی هم ندارن!
دانشجو: احتمال تقلب دشمن در انتخابات ریاست جمهوی

دانشجو: خوب دشمنه دیگه، کاریش نمی شه کرد که، دست ما نیست!
موتلفه: از احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری حمایت میکنیم

- شدت حمایت رو میبینید، حتی کاپشن هم احمدینژادی شده!
آتش سوزی مهیبی برزیل را فرا گرفت.

- ماشاالله به این ثابت قدمی، فکر کنم یک قرن دیگه آتیش خاموش شه!
هیلاری در مصر باحجاب شد

- حالا فکرشو بکنید بیاد ایران چه جوری میشه!
ي جرات نقد را نداشت/موسوي:اينكه رأي خود را به رأي تشخيص مصلحت ارجحيت دهيد قطعاَ به ديكتاتوري ميانجامد. در اين مناظره، محمود احمدي نژاد، كانديداي انتخابات رياست جمهوري دوره دهم رياست جمهوري گفت: امروز آقاي موسوي در مقابل من نيست. سه دولت گذشته در مقابل من است. اين سه درگذشته هم از يكديگر حمايت كردند در واقع اينها با هم بودند.زماني كه دولت تشكيل شد اينها هدفشان ضربه زدن به دولت بود.
به گزارش خبرنگار ايلنا، احمدينژاد در مناظره تلويزيوني با موسوي ضمن گراميداشت ياد امام و سالگرد ارتحال ملكوتي ايشان اظهار داشت: انتخابات فرصتي براي طرح مباحث به صورت منطقي با هدف همافزايي و تقويت تمام ظرفيتها است.
وي ضمن گلايه از تخريبهاي بيسابقه نسبت به دولت اظهار داشت: من بايد نسبت به سطح هجمههاي بيسابقه نسبت به دولت گله بكنم.
وي افزود: در طول تاريخ بعد از انقلاب چنين هجمه سنگيني عليه هيچكدام از دولتها وجود نداشته است به گونهاي كه عدهاي تصميم گرفتند به طور هماهنگ و سازمان يافته وارد ميدان شده و نسبت به تخريب دولت اقدام كنند و چون در هيچ عرصهاي توانايي رقابت با دولت را نداشتهاند دست به اين تخريبهاي گسترده زدند.
وي افزود: كارنامه دولت به اندازه چند دولت قبل بوده بالاخص در عرصه بينالمللي، كه در هجمهها خدمات دولت را منكر شدند و منتقدين به جاي ارائه برنامه به تخريب دولت دامن زدند.در اين انتخابات به ملت ايران توهين شدو من از اين توهين متاثر شدم.
وي افزود: اين دولت در خدمت به مردم افتخارات بزرگي را به وجود آورده است.بالاخص در حوزه سياست خارجي كه توانست ملت ايران را عزيز كند.
احمدينژاد افزود: اتفاقي كه در خصوص اين انتقادها براي دولت رخ داد براي من قابل توجيه نيست. اگر قرار است بفهميم اعتياد دراين كشور وجود دارد لازم نيست با بهرهگيري از بازيگران تئاتر اين مساله را بيان كنيم. چگونه است كه بعد از 24 سال با وجوداينكه بسياري از دوستان در عرصه اجرايي بودند امروز متوجه موضوع بيكاري. فقر و ركود در كارخانهها شدهاند. طبيعتاَ مشكلات كشور زياد است اگر قرار است از مشكلات مردم صحبت شود قطعاَ تمام وقت مناظره براي بيان اين مشكلات كفايت نميكند. به گونهاي در انتقادها صحبت ميشود كه گويا در گذشته اصلاَ نشاني از بيكاري، اعتياد و... وجود نداشته است.
وي افزود: من به شوخي گفتم كه خوب شد من داوطلب كانديداتوري رياست جمهوري هستم و گرنه اين سه عزيز چه ميخواستند بگويند حتي مناظره ديشب مناظره نبود بلكه عليه يك نفر بود. ريشه همه اينها را بايستي در قدرت جستجو كرد.چهار سال تحمل كردم و از همه توهينها گذشتم و ميگذرم اما از توهين به فهم و شعور مردم نميتوانم بگذرم.
وي افزود: در ديدارهايي كه با مردم دارم آنها از من ميخواهند كه از حق آنها و مواضع آنها دفاع كنم. من بايد ريشه اين فسادها را بگويم. امروز آقاي موسوي در مقابل من نيست. سه دولت گذشته در مقابل من است. اين سه درگذشته هم از يكديگر حمايت كردند در واقع اينها با هم بودند.زماني كه دولت تشكيل شد اينها هدفشان ضربه زدن به دولت بود. علت اين فشار سنگين به بنده و فشارهاي سنگينتر به يك مساله برميگردد كه دراين سه دوره نظام اداري شكل گرفته كه از ارزشهاي انقلاب فاصله گرفت. آرام آرام جرياني شكل گرفت كه خود را حاكم بر ملت ميدانست. در انتخابات قبل اينها در مقابل اينجانب صفآرايي كردند و در طول اين چهار سال تلاش كردند تا دولت را به زمين بزنند. اما خداي متعال كمك كرد تامابه اينجا بياييم. حتي آقاي هاشمي پيامي به يكي از پادشاهان كشورهاي همسايه فرستاد كه ظرف شش ماه دولت را ساقط خواهد كرد.
نخست وزير دوران دفاع مقدس نيز در مقابل يكي از مشكلات كشور را عدم تناسب شعارها باعمل عنوان كرد و اظهار داشت: شعارهايي كه داده شد بيشتر جنبه اسطوره پردازي و خيالپردازي دارد و از پشتوانه علمي برخوردار نيست.
موسوي در مناظره تلويزيوني با محمود احمدينژاد در ابتداي سخنان خود با بيان اينكه به صورت روشمند با ادعاهاي احمدينژاد برخورد خواهد كرد، اظهار داشت: بنده دوست داشتم احمدينژاد در كارهاي خود موفق شود تا وارد عرصه نشوم. يقيناَ اگر چنين اعتقادي پيدا ميكردم ترجيح ميدادم در كار خود باقي مانده و وارد عرصه نشوم.
اين كانديداي انتخابات رياست جمهوري با اشاره به سخنان احمدينژاد در خصوص خاتمي و هاشمي گفت: خاتمي و هاشمي اشخاص بزرگي هستندكه بايد احمدينژاد با خود آنها مناظره كند و آنها پاسخ بدهند.
وي عنوان كرد: هميشه ايران را دوست داشتم. ما دوست داشتيم ايران قدرت اول منطقه در عرصههاي مختلف و الگويي براي جهان باشد چرا كه به همين دليل انقلاب كرديم.
موسوي با بيان اينكه در حل مسائل كشور و اينكه ايران را به جايگاه واقعي برسانيم دونوع مديريت ميتوان داشت، ادامه داد: اولين نوع مديريت به سبك ماجراجويي و رفتارهاي نمايشي، خيالبافي، خرافهگويي، قانونگريزي، پنهانكاري و سطحينگري است اما روش دوم اين است كه بر اساس متانت و روش كارشناسي، شفافيت، صداقت، قانون گرايي، دورانديشي و اعتدالگرايي كار كنيم. اگر ميخواهيم ايران نيرومند و پيشرفته داشته باشيم، مديريت نوع دوم بسيار بهتر است.
وي در خصوص انگيزه اصلي خود براي حضور در عرصه انتخابات رياست جمهوري گفت: من در مورد آينده كشور با اين مديريت حاكم در كشور احساس خطر كردم و در صحنه حاضر شدم.
موسوي يكي از مشكلات كشور را عدم تناسب شعارها باعمل عنوان كرد و اظهار داشت: شعارهايي كه داده شد بيشتر جنبه اسطوره پردازي و خيالپردازي دارد و از پشتوانه علمي برخوردار نيست.
اين كانديداي انتخابات رياست جمهوري دوره دهم به بيان برخي ازمصاديق پرداخت و به آزادسازي ملوانان انگليسي اشاره كرد و گفت: ملوانان انگليسي به حوزه آبي ما وارد شده و دخالت كردهاند كه در قبال عمل آنان، نيروهاي ما آنها را دستگير كردند. در ابتدا اعلام كرديم كه بايد اين ملوانان اعدام شوند كه بازتاب گستردهاي داشت. اما بعد تصميم گرفتيم تن آنها كت وشلوار كنيم و رئيسجمهور كه نماينده همه ملت است مانند بدرقه مسوولان خارجي با آنها رفتار و خداحافظي كرد. آيا اين عزت ملت ايران را حفظ كرد؟ خير. عزت ما را مخدوش و سياست خارجي ما را دچار فراز ونشيبهاي بسياري كرد.
موسوي به سفر احمدينژاد به عراق اشاره كرد و گفت: در آن سفر اعلام شد كه قرار بوده هواپيما را بربايند. اين حرف هزينه ايجاد ميكند؛ چرا كه اگر قرار بر ربايش بود بايد اين كار توسط آمريكاييها ميشد، در حالي كه همين آمريكاييها بنزين هواپيماي ما را تامين كردند و ما نيز به منطقه خضراء كه تحت نظارت آنان بود، رفتيم بعد با سربازان آمريكايي هم عكس گرفتيم.
وي گفت: با واسطه شنيديم كه براي سفر به عربستان پيام داديم كه ما را دعوت كنند بعد آمديم از زبان رئيسجمهور عليه وزير خارجه آن صحبت كرديم. ما باحساب چه كسي اين كار راميكنيم.
وي به سياست خارجي احمدينژاد اشاره كرد و گفت: سياست خارجي دولت نهم عزت ملت را مخدوش و به آن لطمه زد و تنش وسيعي را ايجاد كرد.
اين كانديداي انتخابات رياست جمهوري به مساله هولوكاست اشاره كرد وگفت: آمديم اين موضوع را مطرح كرديم و بعداز آن شاهد هزينهها و خسارتهاي بسياري بوديم تا جايي كه مصوبهاي مبني بر اينكه سخن گفتن از اين موضوع جرم است،صادر شد.
موسوي به سفر ونامههاي احمدينژاد به رئيسجمهور آمريكا اشاره كرد و گفت: چرا به آنها نامه مينويسيم و از طريق رئيسجمهور سوئيس قبل از انتخابات آمريكا به اوباما نامه ميدهيم كه ميخواهيم با آمريكا مذاكره و مسائل راحل كنيم.
محموداحمدينژاد در واكنش به انتقاد ميرحسين موسوي در خصوص نحوه آزادي ملوانان انگليسي گفت: آقاي بلر در اين خصوص رسماَ نامه داد و از ما عذرخواهي كرد و قول داد سياستهاي ما عوض خواهد شد و آزادي ملوانهاي انگليسي يكي از زيباترين كارهاي جمهوري اسلامي بود.
وي همچنين درخصوص مساله عربستان كه مورد اشاره ميرحسين موسوي بود نيز گفت: سفر مورد اشاره يك سفر سياسي نبود و خوب بود شما از جريان آن سفر اطلاعات كافي ميداشتيد.
اين كانديداي انتخابات رياست جمهوري دوره دهم همچنين در خصوص مساله هولوكاست نيز گفت: آقاي موسوي مطالبي درخصوص هولوكاست مطرح ميكند كه منطبق با واقعيت نيست و جالب آنكه رابطه ايران با عربستان در دوران آقاي موسوي قطع شد و در زمينه فلسطين بهتر است ايشان ذهنشان را به مواضع خودشان در زمان تصدي نخستوزيري ببرند كه ميگفتند بايد نيروي نظامي براي فلسطينيها بفرستيم تا درمقابل اسرائيل بايستد وايشان اعلام كردند كه بايد اسرائيل از صحنه روزگار محو شود.
وي بابيان اينكه امام هيچگاه قبول نداشت كه در مقابل زورگويان كوتاه بياييم در زمينه مساله هستهاي گفت: در دورههاي پيشين تمام فعاليتهاي هستهاي تعطيل شد و پروتكل الحاقي بدون مصوبه مجلس و خارج از قانون اساسي تصويب شد به گونهاي كه ماموران آژانس ميتوانستند آزادانه از هر نقطهاي از فعاليتهاي هستهاي بازديد كنند. درحالي كه اين موضوع حتي مغاير با npt نيز بوده است.
احمدينژاد مدعي شد: قطعنامههاي شوراي حكام بسيار مهمتر از قطعنامه شوراي امنيت است و در دولت قبل، هفت قطعنامه شوراي حكام عليه ايران صادر شد و قطعنامه شوراي حكام بار حقوقي بيشتري نسبت به قطعنامه شوراي امنيت دارد.
وي خطاب به موسوي گفت: در سعدآباد و پاريس چه گذشت؟ درحالي كه ما امروز هستهاي شدهايم و 70 هزار سانتريفيوژ در حال گردش است.
احمدينژاد بابيان اينكه جورج بوش در دولت آقاي خاتمي گفته است كه به دنبال براندازي ايران است، گفت: اما وي در اواخر دوران خود گفت ديگر به دنبال براندازي نظام نيست ودر همان زمان نيز ايران را محور شرارت قرار داد.
وي با مخاطب قرار دادن موسوي گفت: شما ميگوئيد آبروي ايران در اين دولت رفت. من تعجب ميكنم و بهتر است شما به سفر خارج از كشور برويد و ببينيد چطور ملتها از شما استقبال ميكند. شمادردوره خودتان چه مقدار سفر خارجي رفتهايد البته نميگويم كه دوره شما در سياست خارجي دوره ذلت بوده است.
احمدينژاد همچنين مدعي شد: در زمان آقاي هاشمي 5/49 درصد استقراض خارجي داشتيم و بحرانهاي اجتماعي بسياري در آن زمان شهرهاي ما را در برگرفته بود. و افراد زيادي نيز كشته شدند. در آن زمان شما احساس شرمساري نميكرديد. در 18 تير جريان برانداز شروع كرد براي گرفتن شهر تهران و ميخواستند انقلاب را به زمين بزنند و انقلاب مخملي راه بياندازند و شما در آن زمان نگران نشديد. در مجلس ششم عدهاي تحصن كرده و در همان زمان با كنگره آمريكا تماس گرفتند آيا شما درآن زمان نگران نشديد. ولي امروز ميگوييد هولوكاست موجب آبرو ريزي ما شده است در حالي كه سياست خارجي دولت از متن مردم و در خط امام و عزتآفرين بوده است.
احمدينژاد خطاب به موسوي يادآور شد: در دولت قبل فردي مقالهاي نوشت و مدعي شد دوران امام تمام شده است و دولت وقت نيز از آن مقالهنويس حمايت كرد و شما سكوت كرديد ولي الان ميگوئيددولت فعلي از خط امام منحرف شده است.
احمدينژاد در واكنش به ادعاي ميرحسين موسوي اظهار داشت: آقاي موسوي اطلاعاتي را بيان ميكنيد كه از آن بياطلاع هستيد. دانشجويان ستارهدار از كجا درآمد كه آن را به اين دولت منتسب ميكنيد. دانشجويان ستارهدار از زمان معين و از سال 80 آغاز شد. آنها آمدند و به دانشجويان كارشناسي ارشد يك ستاره و دوستاره دادند. يك ستاره براي دانشجوياني بود كه پروندههايشان ناقص بود و دو ستارهها مربوط به دانشجوياني بود كه در كميته انضباطي پرونده داشتند. اين موضوع در زمان وزارت معين وضع و در سال اول اين دولت نسخ شد. به جايي كه شما به دوستان خود انتقاد كنيد به ما انتقاد ميكنيد.
اين كانديداي انتخابات رياست جمهوري دوره دهم به وضعيت نشر كتاب اشاره كرد وگفت: در مورد كتاب بنده هم با شما همنظرم و در همين رابطه به وزير ارشاد خود نيز تذكر دادم. آمارها نشان ميدهد كه دردوره ما تعداد كتابهاي منتشر شده كمتر از دورههاي گذشته بوده است.
وي اظهار كرد: در دوره شما تنها يك روزنامه منتقد بود كه هفتهاي يكي دو روز نقد اقتصادي مينوشت. آيا يادتان است چه فضايي برايش ايجاد كرديد. خود شما چند بار عليه آن روزنامه صحبت كرديد و گفتيد كه آنان درخط دشمن هستند در خط دشمن بوده و ضد انقلاب كار ميكنند، در حالي كه گزارش آن روزنامه بر اساس گزارش برنامه و بودجه بود.
احمدينژاد با بيان اينكه موسوي در سخنرانيهايش وي را به ديكتاتوري متهم كرده است، گفت: كجاي اين دولت ديكتاتوري است. در زمان هاشمي تنها يك روزنامه منتقد بود و در زمان خاتمي نيز كسي جرات نقد را نداشت.
وي به سخنراني فائزه هاشمي در همايش دوم خرداد اشاره كرد و گفت: دختر هاشمي در جلسهاي كه همسر شما به همراه خاتمي درآن حضور داشت اعلام كردكه دوره اصلاحات ادامه راه سازندگي است كه با روي كار آمدن اين دولت بامشكل مواجه شده است گويا اشرافيتي كه پايهگذاري كرده قرار است، موسوي ادامه دهد. حالا شما نيز به حمايت از هاشمي افتخار ميكنيد.به نظر ميرسد صحنهگردان اصلي اين ماجرا هاشمي است.
احمدينژاد با بيان اينكه در طول دولت نهم 320 هزار تيتر توهينآميز نسبت به دولت منتشر شده است،ادامه داد: شما دولت را به بيقانوني و ديكتاتوري متهم كرديد. دوره خودتان يادتان است. برخلاف قانون اساسي حداقل اختيارات رياست جمهوري رانيز گرفتيد و به دليل اختلافنظري كه بر سر وزرا داشتيد از امام كمك گرفتيد. يك بار نمايندگان به شما راي منفي به صورت مخفي دادند.
موسوي: در آن زمان امام در داخل كشور اجماعي ايجاد شد تا به جنوب لبنان نيرو بفرستيم و شهيد همت مسووليت را به عهده گرفت اما وقتي امام متوجه شد اعلام كرد، راه قدس از كربلا ميگذرد اين يعني ابتدا به جنگ خود بپردازيم.
بحث ما با دولت اين است كه نظام تصميم ميگرد كه خود را با هنجارهاي بينالمللي سازگار كند و درمورد مساله فلسطين اعلام ميكند تمامي مردم فلسطين بايد در مورد سرنوشت خود تصميم بگيرند. اين تصميم با هنجارهاي بينالمللي سازگار است اما وقتي فردي به افراط و تفريط ميآفتد، مردم در اين مصيبت ميافتند. عرض من اين است كه در اجلاس دوربان سوئيس هنگامي كه اروپا به خاطر كشتار غزه رابطهاش با اسرائيل رو به وخامت بود، به خاطر اشتباه پشت سر اسرائيل قرار گرفت و موسسه آيپك را نيز اين سياست را به نفع اسرائيل ارزيابي كرد. ما نبايد خيالبافي كنيم آيا وزارت خارجه و كارشناسان آن اين رفتار را تائيد ميكند كه من دراين زمينه نمونه زياد دارم. در مورد هولوكاست موضع ميگيريم اما معاون رئيسجمهور ملت اسرائيل رادوست خود ميدارد اين اظهارنظرها موجب اينگونه تفريطها ميشود. اين اظهارنظرها تفريط است كه شبيه آن را داريم.
مردم نتيجه اين سياستهاي شما را در زندگي روزمره ميچشند و ما شاهد بياعتبار شدن گذرنامهها هستيم. آيا يك دولت نبايد در اين رابطه در اين مورد مسووليت داشته باشد، متاسفانه دولت بسيار بياعتنا است و مردم از اين افراطكاريها ميسوزند.
آقاي هاشمي مرد بزرگي است كه نقاط ضعف و قوت دارد پس انقدر اين را به ما نگوئيد و سه فكر را در مقابل هم قرار ندهيم. خاتمي آدم كمي نيست. در سطح داخل و جهان مطرح است و ميتوانند با شما صحبت كنند و الحمدالله صدا و سيما در اختيار دوستان است. پس آنها به من ربطي ندارد پس سياست شما باعث لطمهدار شدن حيثت شير غرآن ايران شد و آن را در بند كرد. در مورد همبستگي ملي چه كار كرديد؟ چه بلايي سر محيط دانشگاه آورديد؟ آنها را ستارهدار كرديد؟ دولت بايد به تعهدات خود مقيد شده باشد؟ تيراژ كتابها را اعلام كنيم؟ متاسفانه اقدامات دولت دردناك است. يك انتشاراتي چند جلد كتاب منتشر ميكند اما شما با جلوگيري از نشر كتابها، آنها را ورشكست ميكنيد. علت مقابله هنرمندان با دولت چيست؟ به رابطه دولت و روحانيت نگاه كنيد؟ چرا اين رابطه بد شده؟ چرا در سوالات آموزش و پرورش شما به پيامبر توهين شده؟ آيا دولت در اين رابطه فكر كرده است؟ تمامي اين اقدامات برخلاف فرمان هشت ماده امام است و شما مردم را خودي را غير خودي ميكنيد.
شما دولت من را به بيقانوني متهم كرديد، اما بدانيد كه 303 تا از مصوبات دولت قبل در ديوان عدالت اداري باطل شد اما 157 مصوبه دولت ما باطل شد. 3/3 درصد مصوبات ما باطل شده است، درحالي كه 5/6 درصد مصوبات دولت قبل در ديوان عدالت اداري باطل شد. اگر شما اعتراضي داريد كه دولت قانون را رعايت نميكند ميتوانيد يك نامه به ديوان عدالت اداري بنويسيد، ما داريم عين قانون مجمع رارعايت ميكنيم با دو تا حقوقدان صحبت كنيد تا شما را توجيه كند.در دوره شما مگر كم از اين اتفاقات افتاد ما دنبال پروندهسازي هستيم. ماجراي كردان به اين ترتيب است كه در دهه 80 در دوره هاشمي كه حامي موسوي است، يك موجي در مديران ايجاد شد كه همه ميخواستند مدرك بگيرند. دانشگاه آزاد هم پشت اينها بود و موج ايجاد ميكرد. آقاي كردان هم يكي از اين مديران بود. من در مجلس گفتم اين جور مدارك را برايش ارزش قائل نيستم و آن را كاغذ پاره ميدانم ميشود فهرست را بياوريم كه چقدر از مديران دوره هاشمي و موسوي رفتهاند مدرك قلابي گرفتهاند.
آقاي كردان هم يكي از همان است حالا يكي از آنها را پيدا كردند و روي آن انگشت گذاشتند من در مجلس گفتم مدرك را بگذاريد كنار وعملكرد را بياوريد. راجع به كسي كه ميگويد صدها ميليارد تومان پول دارند. وي در دوره هاشمي وخاتمي پولدار شده است. در همان دوره زماني كه پول دار بود من به او گفتم بگذار كنار آمد.
آقای صفایی فراهانی هم در دولت شما پول دار شدند. پسران آقای هاشمی چه می کنند؟ آقاي ناطق چطور زندگي ميكند؟ پسرش چطور ميلياردر شد؟ كارخانه رشت الكتريك را يكجا به برخي دادند. دادند به آقای کرباسچی و همسرشان و آقای قبه با کارخانهای در مزایده نبوده، صاحب شدند، زمین را از بیخ کندند و صاحب زمین شدند. پرونده استات اویل که پشت پردهاش پسر آقای هاشمی است، یک نفر در اين قضيه دادگاهی شد، حامي او شدند و فرارياش دادند به خارج از كشور. بسياري از مديران در دوره خاتمي زمينهاي چند صد هكتاري به نام خودشان زدند. همان مديراني كه زمين مفتي گرفتند، الان از شما حمايت ميكنند. ما ميدانيم كه چه كساني پول ستاد شما را ميدهند؟ پرونده همسر خودتان را ديدهايد؟ مدركش غيرقانوني است؟ به طور همزمان در دو رشته فوقليسانس گرفته است و بعد مدرك دكتراي غيرمرتبط گرفت.
موسوي گفت: يكي از مشكلاتي كه در صحبت كردن با احمدينژاد مشخص است، غيرعادي بودن سخنان وي است كه به طور مثال از ديوان عدالت اداري ميخواهد يك مصوبهاي را لغو كند.
در واكنش به اين سخن، احمدينژاد گفت كه "غيرقانوني بوده است" و موسوي به وي گفت: شما نبايد در وقت من وارد شويد، همين روحيه شما كه در حال حاضر پيداست و در صدا وسيما و رجانيوز ميدانيم چه كساني هستند و چگونه عمل ميكنند.
وي گفت: آيا اين راه برخورد با ديوان عدالت اداري، مجلس و مجمع تشخيص مصلحت نظام است؛ جائي كه ريشسفيدهاي نظام در آنجا نشستهاند، جايي كه مشروعيت خود را از قانون اساسي و رهبري ميگيرد. آيا به اين ترتيب ميتوان مسأله كشور را اداره كرد، در مواردي كه روشن است بايد به گونهاي عمل كنيم كه اولاَ بگوييم به سمت اين برويم كه اشتباه كردهايم.
موسوي اظهار كرد: ايشان ميگويند كه چرا ميگوئيد من ديكتاتور هستم، من اين را نگفتم؛ اما اين روش قطعاَ به ديكتاتوري ميانجامد و اينكه رأي خود را به رأي تشخيص مصلحت ارجحيت دهيد.
اين كانديداي انتخابات رياست جمهوري دوره دهم به اعلام اسامي افراد از سوي احمدينژاد اشاره كرد وگفت: شايسته يك مسؤول دولت نيست كه كساني كه در قوه قضائيه را محكوم نشدهاند نام ببرد؛ چرا كه مطرح شدن نام آنها جرم است. ما از آنها نام ميبريم در حالي كه آنها قدرت دفاع از خودشان داشته باشند. شما افكاري را مورد حمله و هجوم قرار ميدهيد كه در اين صحنه حضور ندارند و آن را قاطي سرنوشت من ميكنيد. گويا موردي از من نداشتيد كه آمدهايد مرا وصل به دو دولت قبل كرديد. اگر نخواهم از آنها دفاع كنم واقعاَ به آنها حق ميدهم كه از دست شما عصباني باشند. مردمي كه اين صحنه را ميبينند، اين صحنه را از رئيسجمهور خود نميپذيرند.
وي ادامه داد: شما فكر نميكنيد كه هاشمي يا خاتمي در اين مملكت چه كارهايي انجام دادند؟ شما حداقل به عنوان يك شهروند بايد به آنها حق دهيد در جايي كه نميتوانند از خود دفاع كنند، در جمع 50 ميليوني كه حداقل امروز مردم اين صحنه را ميكنند شما آنها رامتهم و اسم خانواده آنها را نام ميبريد.
موسوي گفت: قوه قضائيه در جهان معنايش اين است كه وقتي كسي را محكوم ميكند، به معناي اين است كه بقيه ملت بري هستند. اين يك اصل اسلامي است.
وي با بيان اينكه شما از ابتداي كار خود اعلام كردهايد كه در كشور هزاران مفسد وجود دارد كه پرونده آنها را باز و نامشان را اعلام خواهيد كرد، گفت: رئيس بانك پارسيان را اينگونه لجنمال كرديد و بعد آن رامشاور خود كرديد. اينها گناه دارند و ما مسلمان هستيم و نميتوانيم همينطور نام افراد را اعلام و متهم كنيم.
وي درواكنش به ادعاي احمدينژاد مبني بر واگذاري زمينهاي هكتاري گفت: اين كار غلطي است، چه ربطي به من دارد؟ شما اعلام ميكنيد كه چرا آنها از من حمايت ميكنند. من اعلام كردهام هر شهروند يك ستاد. مثل بعضي دوستان كه بنرهايشان سطح جهان را پوشانده و از تمام امكانات و ادارات دولتي، وزارت كشور و صدا و سيما استفاده ميكنند، من استفاده نكردم. ما در آنجا را به روي هسته بسيار سالمي باز كردهايم كه يك نفر هم نميتواند در مورد آن هسته حرف بزند، چرا كه افراد بسيار وارسته، معتقد و مؤمن وجود دارند كه اگر موردي در آنجا بود، به دليل روحيهتان نام آنها را برده و آنها را محكوم ميكرديد.
موسوي با بيان اينكه هر كسي از ما حمايت كند، از آن استقبال مي كنيم، ادامه داد: دليلي بر عدم استقبال وجود ندارد، ما از همه ملت استقبال ميكنيم كه از من حمايت كنند تا رأي بالا بياوريم و تغيير ايجاد كنيم.
اين كانديداي انتخابات رياست جمهوري دوره دهم در واكنش به اقدام احمدينژاد مبني بر نشان دادن مدرك تحصيلي دكتر زهرا رهنورد گفت: ايشان عكس خانم بنده را ميگيرد كه اين كار را كرده است، اين كار را كرده. ايشان مهمترين روشنفكر زن اين كشور است و 10سال براي دكتراي علوم سياسي زحمت كشيده كه مدارك و اسناد آن موجود است اما سايتهاي مرتبط با شما عليه وي جوسازي كردند. افتخارش اين است كه هم فوقليسانس رشته هنر و هم فوقليسانس و دكتراي علوم سياسي دارد.
موسوي تصريح كرد: يكي از مشكلات كنوني كشور اين است كه معاون اجرايي رئيسجمهور به جاي اينكه مشغول حل مشكلات مردم باشد، مشغول رفتن و سر كشيدن به اين پرونده و آن پرونده و از اين مكان تا آن مكان است تا پروندهاي ساخته و به درد امشب بخورد و ما را اذيت كند.
وي با بيان اينكه آمدهام تا اين روحيه را عوض كنم، گفت: اين موضوع برخلاف فرمان هشت مادهاي امام است و اين حالت پروندهسازي و سياه كردن پروندهها را محكوم ميكنم.
اين كانديداي انتخابات رياست جمهوري دوره دهم با اشاره به سخنان احمدينژاد مبني بر اينكه ستارهدار شدن دانشجويان مربوط به زمان معين است، گفت: به ستارهدار كردن دانشجويان در زمان وزارت معين كاري نداريم اما فكر نميكنم در آن موقع اينگونه دانشجويان دستگير و كتك زده ميشدند.
احمدينژاد در واكنش به اين سخنان ميرحسين گفت كه اين چه حرفي است كه ميزنيد كه موسوي پاسخ داد: شما نبايد در وقت من دخالت كنيد. ما ميخواهيم عادلانه برخورد كنيم. بنده 4 سال در مورد شما صحبت نكردم. وقتي از نظر وظيفه، كارد به استخوانم رسيد و ديدم كه شما كشور را به خطر مياندازيد، وارد عرصه شدم.
وي ادامه داد: بنده در برنامههاي آينده مسائل اقتصادي را مطرح ميكنم كه شما با چه روشي كشور را اداره ميكنيد. همان انحلال شوراي پول واعتبار عملاَ بانكها را به حياط خلوت شما تبديل كرده است.
موسوي اينگونه سياستها را سياست دوران قجري عنوان كرد و گفت: ميرزا آقاسي دست خود را به خزانه ميكرد و آن را به اين و آن اختصاص ميداد. شوراي پول و اعتبار براي اين است كه من و شما را محدود كند. سازمان مديريت و برنامهريزي براي اين است كه اجازه ندهد شما هر كاري خواستيد بكنيد.
وي مديريت هيجاني، بيثبات، نمايشي، شعاري و خرافهگرايي را از سياستهاي مديريتي دولت نهم عنوان كرد و گفت: بنده 4 سال است كه ميشنوم اسرائيل، فرانسه و آمريكا در حال فروپاشي است. بر اساس همين سياست خارجي را تدوين ميكنيم كه بيشك به بيراهه ميرويم.
موسوي يكي ديگر از سياستهاي مديريت اين دولت را خودمحوري و قانونگريزي عنوان كرد و گفت: اگر انسان خودمحور نباشد قانونگريزي نميكند و از راه قانوني مشكلات را حل ميكند. بنده اعتقاد دارم خسارتهايي كه در اين 4 سال ديدهايم خسارتهاي بسيار سنگيني است كه همه اينها توجيهگر حضور من هستند.
اين كانديداي انتخابات رياست جمهوري دوره دهم در پايان سخنان خود مردم را به عميقبودن و بازگشت به ارزشها دعوت كرد وگفت: مردم را خوار كردن، با يك نامه آنها را به دنبال ماشين خود كشيدن، روش كار نيست و بايد براي مردم توليد و كار ايجاد كنيم وصنعت خود را تقويت كنيم نه اينكه برنج باسماتي، رشت را فراگيرد. ما بايد حداقل عرق ايراني داشته باشيم كه بگوييم تحقيرآميز است كه صنعت كشاورزي و فرهنگ ما در كنار اين همه نابسامانيها قرار گيرد.
بیایید با هم مرور کنیم کدام کاندیدا بهترین برنامه را داده .و بر اثر حرفهای دیگران و رسانه ها چیزی که آنها می خواهند را انتخاب نکنیم بلکه خود تصمیم بگیریم تا انتخابات ریاستجمهوری 29 روز مانده است؛ چهار نامزد اصلی در میدان هستند و هریک با جدیت تلاش میکند خود را بهترین گزینه برای انتخاب مردم معرفی کند. هنوز زمان تا اعلام نهایی اسم نامزدهای صاحبصلاحیت از سوی شورای نگهبان باقی مانده است و شاید فهرست اعلامی شورای نگهبان حاوی نام افراد واجد شرایط برای ریاستجمهوری بر ایران، یک شگفتی را نیز در خود داشته باشد؛ نام یک زن.
برخی با اشاره به اظهارات پیشین سخنگوی شورای نگهبان حدس میزنند که شاید این بار بتوانیم از حضور نام یک زن در فهرست اعلامی این شورا به شگفت بیاییم. کدخدایی گفته بود اگر تاکنون زنان متقاضی نامزدی برای انتخابات ریاستجمهوری رد صلاحیت شدهاند، علتش زنبودن آنها نبوده بلکه اساساً شرایط احراز این سمت را نداشتهاند. کسانی که تأیید صلاحیت یک زن (احتمالاً رفعت بیات) را محتملتر میبینند، حدس میزنند حضور او بتواند رأی نامزدهای اصلاحطلب را بشکند.
این حدس را بهخصوص زنان فعال در میان اصلاحطلبان مطرح کردهاند. اما از نامزد(های) زن که بگذریم، این نیمه مؤنث از جامعه ایرانی در بخشهای دیگری از رقابتهای انتخاباتی ریاستجمهوری امسال میتوان سراغ گرفت. در اردوگاههای انتخاباتی این چهار نامزد، میتوان زنانی را سراغ گرفت که تلاش میکنند از یکسو مطالبات این نیمه اغلبنادیدهگرفتهشده را به نامزدها منتقل کنند و از سوی دیگر دستکم زنان را قانع کنند به نامزد موردنظر آنان رأی بدهند. روشن است که هیچیک از این نامزدهای اصلی حاضر نیست از نیمی از آرای احتمالی یعنی آرای نیمه مؤنث جامعه چشم بپوشد.
از نامزد(های) زن که بگذریم، این نیمه مؤنث از جامعه ایرانی در بخشهای دیگری از رقابتهای انتخاباتی ریاستجمهوری امسال میتوان سراغ گرفت. در اردوگاههای انتخاباتی این چهار نامزد، میتوان زنانی را سراغ گرفت که تلاش میکنند از یکسو مطالبات این نیمه اغلبنادیدهگرفتهشده را به نامزدها منتقل کنند و از سوی دیگر دستکم زنان را قانع کنند به نامزد موردنظر آنان رأی بدهند. روشن است که هیچیک از این نامزدهای اصلی حاضر نیست از نیمی از آرای احتمالی یعنی آرای نیمه مؤنث جامعه چشم بپوشد.
فاطمه رجبی در کنار احمدینژاد
همان اندازه که احمدینژاد و توپخانه تبلیغیاش هنوز آشکارا وارد میدان نشدهاند، کمتر میتوان درباره این اردوگاه کنکاش کرد. اما در همه این چهار سال نام یک زن همواره به نام رئیسجمهور و دولت نهم گره خورده است: فاطمه رجبی. این زن که بهخصوص با کتاب اسمدرکردهاش «معجزه هزاره سوم» شناخته شد، نامههای سرگشاده داغ و متعددی در این چهار سال نوشته که تقریباً اکثر چهرههای نظام جمهوری اسلامی را در آنها مورد عتاب و نوازش خود قرار داده است.

معصومه خدنگ در کنار محسن رضایی
دیگر نامزد اصولگرای مطرح، محسن رضایی است. تاکنون بارزترین حضور زنان در اردوگاه او، یکی حضور همسرش معصومه خدنگ هنگام ثبتنام در ستاد انتخابات وزارت کشور بود و یکی دیگر انتصاب لیلی بروجردی به سمت مشاور رضایی در امور بانوان. لیلی بروجردی، از نوادگان امام خمینی (ره) و البته از بستگان سببی محسن رضایی است. جز این دو نام، تاکنون بروز برجسته دیگری از حضور زنان در اردوگاه انتخاباتی محسن رضایی دیده نشده است.

مهدی کروبی، اولین نامزد اصلاحطلب و اساساً اولین نامزدی که رسماً و صریحاً پا به رقابتهای انتخاباتی دوره دهم ریاستجمهوری گذاشت، حضور دو زن را به طور جدی در کنار خود دارد: همسرش فاطمه کروبی و همچنین جمیله کدیور. فاطمه کروبی که خودش از چهرههای سیاسی است و سابقه نمایندگی مجلس در دوره پنجم را دارد و دبیر کل مجمع اسلامی بانوان هم هست. او در دوره ریاست بنیاد شهید توسط شوهرش مهدی کروبی در دهه ۶۰، رئیس برخی از مراکز درمانی این بنیاد بود. نام فاطمه کروبی در انتخابات مجلس هشتم در فهرست حزب اعتماد ملی و مجمع اسلامی بانوان برای راهیابی به مجلس از تهران بود که البته با آرای پایینی شکست خورد.
فاطمه کروبی در جریان راهاندازی تلویزیون صبا، شبکه ماهوارهای مهدی کروبی، با مطرحشدن شایعه انتخاب هدیه تهرانی به عنوان مجری این شبکه، بهتندی در اینباره واکنش نشان داد و گفت: هنوز نمردهایم که هدیه تهرانی بشود مجری تلویزیون صبا!
این زن در چند سال گذشته از منتقدان سرسخت آن دسته از اصلاحطلبان که خودش و شوهرش آنها را «اصلاحطلبان تندرو» میخوانند بوده بهخصوص بارها به محمد خاتمی رئیسجمهور سابق تاخته است. او بهتازگی هفتهنامهاش ایراندخت را به روزنامهنگاران اصلاحطلب سپرده تا در کنار روزنامه اعتماد ملی، کروبی را در انتخابات پیش ِ رو یاری کنند.

اما جمیله کدیور زنی بود که هنگام ثبتنام مهدی کروبی در ستاد انتخابات او را در کنار محمدعلی ابطحی، عباس عبدی و غلامحسین کرباسچی همراه میکرد. این روزنامهنگار که در مجلس ششم نماینده مردم تهران بود، همچنین عضو هیأت علمی دانشکده علوم اجتماعی و اقتصاد دانشگاه الزهرا هم هست. کدیور، دکترای علوم سیاسی دارد. همسر او، عطاءالله مهاجرانی، نیز از حامیان مهدی کروبی در انتخابات پیش ِ رو است که در حال حاضر در خارج از کشور زندگی میکند. برادر او محسن کدیور نیز یکی از چهرههای روشنفکران دینی است. حضور جمیله کدیور در روز ثبتنام کروبی با روسری بتهجقهایاش، تا اندازهای غیبت همسر همیشه حاضر در صحنه شیخ را جبران میکرد. شاید این توصیه مشاوران شیخ بوده که به نظرشان جمیله کدیور بهمراتب رأیجمعکنتر از فاطمه کروبی بوده است.
زهرا رهنورد در کنار میرحسین
با این همه هنوز حضور هیچیک از این زنان، فاطمه رجبی و همسر محسن رضایی و فاطمه کروبی و جمیله کدیور، به اندازه حضور زهرا رهنورد با روسری گلدار و کیف چرمی بزرگش به چشم نیامده است. رهنورد خودش بهتازگی در گفتوگویی درباره جوانیاش گفته است: من در اوج جوانی از بیحجابی به حجاب رسیدم و این را لطف الهی میدانم. برای همین میدانم که چه چیز ارزشمند و دوستداشتنیای را انتخاب کردهام.
اینطور که از حضور ِ تاکنون رهنورد در کنار شوهرش میرحسین موسوی برمیآید، او بنا دارد همپای رئیس کابینه سالهای جنگ در رقابتهای انتخاباتی حضور داشته باشد. تا جایی که طرفداران میرحسین که روز ثبتنام او در مقابل ستاد انتخابات کشور جمع شده بودند، سه تصویر در دست داشتند: محمد خاتمی، میرحسین و زهرا رهنورد. با این حال میرحسین بهتنهایی برای ثبتنام به خیابان فاطمی رفت؛ نه همسرش رهنورد همراه او بود و نه کس دیگری از حامیان و اطرافیانش؛ شیوهای متفاوت با دیگر سه نامزد مطرح که هریک تلاش کرده بودند مهمترین و شاید رأیجمعکنترین اطرافیانشان را با خود به ستاد ببرند.
زهرا رهنورد که 64سال دارد. رئیس دانشگاه الزهرا بوده و به عنوان روزنامهنگار، هنرمند و نویسنده نیز شناخته میشود. رهنورد، دکترای علوم سیاسی دارد و از او به عنوان هنرمند، مجسمه «نرگس عاشقان» اثری شناختهشده است که در میدان مادر (محسنی) تهران قرار دارد. در دوره نخستوزیری میرحسین موسوی، او در پاسخ به روزنامهنگاری که از او پرسید چرا همسر میرحسین شده است، پاسخ داد: از میرحسین بپرسید چرا مرا برگزیده است!
همراهی فعالانه رهنورد در برنامههای تبلیغاتی شوهرش در انتخابات ریاست جمهوری ایران، جز اینکه با استقبال وبلاگنویسهای ایرانی و سایتهای خبری روبهرو شد، به سوژهای جالب برای رسانههای خارجی تبدیل شد و از جمله روزنامه گاردین در این باره یک گزارش نوشت.

به نوشته گاردین، دکتر رهنورد در تلاش برای جذب آرای زنان به نفع شوهرش، نقشی بیهمتا در انتخابات ریاست جمهوری ایران برعهده گرفته است.
این گزارش نوشته است: شاید میرحسین یکی از سیاستمداران قدیمی با اندیشههای مربوط به گذشته باشد، اما او قطعاً سبکی مدرن را برای مبارزات انتخاباتی خود برگزیده است؛ دستکم از این نظر که در همه سفرهای انتخاباتی همسر خود را به همراه دارد.
محمد عطریانفر که از چهرههای اصلاحطلب حامی میرحسین است، از نظر میزان نفوذ رهنورد را همتراز با شوهرش دانسته و به گاردین گفته است: در روزهایی که موسوی نامزد سمت نخستوزیری بود، همه ترجیح میدادند او را به عنوان شوهر خانم زهرا رهنورد خطاب کنند.
زهرا رهنورد خودش درباره حضورش در کنار میرحسین گفته است: تاکنون رئیسجمهورها و سایر مقامات بالا حاضر بودهاند با خانمهای دیگر به مأموریت بروند اما از مسافرتهای رسمی با خانم خودشان خودداری میکردند. نمیدانم چه چیزی باعث ترسشان شده است؟به نظر من این اتفاق یک اتفاق بسیار عادی، طبیعی، شرعی و عقلی است که پیش از اینها باید موردنظر قرار میگرفت تا در سطح جهانی هزینههای آن را نمیپرداختیم و در سطح داخلی و ملی نیز الگویی از همدلی و همکاری بین زن و شوهر را ارائه میدادیم. شاید دلیل این غفلت، غالببودن فضای جاهلانه از روابط سازنده بین زن و شوهر بر لایههایی از سلیقهها باشد که فرصت این جرأت را به مسئولین ما نمیداده اما امیدوارم پس از این، چنین اتفاقی بیفتد.
پیروز این انتخابات ریاستجمهوری هر یک از این چهار تن که باشد، زنان از آن یک امتیاز گرفتهاند: آنان اگر یارای رقابت با مردان را پیدا نکردهاند، دستکم توانستهاند در این رقابت همپای مردانی شوند که از صافی رجل سیاسی گذشتهاند.
منبع: خبرآنلاین
مهندس میر حسین موسوی خامنه ای پنجمین نخست وزیر جمهوری اسلامی است. او پس از محمد رضا مهدوی کنی که در پی شهادت رجایی و باهنر به سمت نخست وزیری توسط امام (ره) منصوب شده بود، به نخست وزیری انتخاب گردید و در دوران جنگ نخست وزیر ایران بود. او متولد 1320 در خامنه است و در سال 1348 از دانشگاه ملی آن زمان شهید بهشتی کنونی در رشته معماری کارشناسی ارشد دریافت داشته است و از سال 1358 تا کنون عضو شورای انقلاب فرهنگی است. مهندس میر حسین موسوی در طول سالهای حضور خود در عرصه سیاست به عنوان نخستوزیر، وزیر امور خارجه، عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی ایران، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و... به فعالیت پرداخت اما از سال ۱۳۷۷ با بر عهده گرفتن ریاست فرهنگستان هنر به فعالیت در این حوزه مشغول شد.کارهای هنری او بخصوص در زمینه نقاشی دارای کارهای برجسته ای است هر چند که نماد شهدای هفتم تیر را نیز او طراحی کرده است، به همین مناسبت ریاست فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی را نیز بر عهده دارد. همسر او زهرا رهنورد ریاست دانشگاه الزهرا را به عهده داشت او دانش آموخته علوم سیاسی است با این همه او نیز در عالم هنر دستی دارد تندیس "نرگس عاشقان" ساخته اوست که در میدان مادر (محسنی) در تهران نصب است.مهندس موسوی در زمان ریاست جمهوری حضرت آیت الله خامنهای ، به نخست وزیری رسید. او همچنین عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی و مدیر مسوول ارگان این حزب بوده است. نقش میر حسین موسوی در قدرتمند شدن فرهنگستان هنر به اندازهای است که این نهاد حتی از مرکز هنرهای تجسمی وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی نیز فعالیتهای بیشتر و گستردهتری را انجام داده است .
از فعالیت های هنری و علمی او می توان از شرکت در یازده نمایشگاه نقاشی انفرادی و جمعی، طراحی برای دانشگاه شاهد، طراحی گلستان شهدای اصفهان، طراحی بنای یادبود شهید خرازی، طراحی مجموعه فرهنگی - تجاری بین الحرمین در شیراز، طراحی مسجد سلمان فارسی برای نهاد ریاست جمهوری، طراحی مرکز مطالعات استراتژیک نام برد.
فعالیتهای سیاسی
از جمله مسئولیت های ایشان می توان به عضویت شورای انقلاب اسلامی 1359-1358 ، عضو شورای مرکز ی حزب جمهوری
اسلامی 1361-1357؛ رییس دفتر سیاسی حزب جمهوری اسلامی 1360-1358 ،قائم مقام دبیرکل حزب جمهوری اسلامی 1360-1358،
سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی 1360-1358، وزیر امور خارجه 1361-1360، آخرین نخست وزیر 1368-1360-، رییس ستاد انقلاب
فرهنگی 1360 ،رییس شورای اقتصاد 1368-1360، رییس بنیاد مستضعفان 1368-1360، رییس ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح،عضو
مجمع تشخیص مصلحت نظام 1368 تا کنون ،عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی 1375 تا کنون ، مشاور سیاسی رییس جمهور 1376-1368،
مشاور عالی رییس جمهور 1384-1376،رییس شورای هنر 1378تا کنون و رییس فرهنگستان هنر 1378 و تا کنون ادامه دارد
جز کدام یک از دسته بندیهای سیاسی ایران است
موسوی یک نامزد مستقل و خط امامی است و معتقد است که اصلاحطلبی یعنی برگشت به اصول. حفظ حریمهای اسلامی و انسانی و پرداختن به عدالت و آزادی و استقلال و توسعه در کنار نگاهی نو و امروزی به جهان و مسایل کشور جزو این اصول است.
سبد رای ایشان
تا کنون احزابی که اعلام حمایت کرده اند را می توان به مجمع روحانيون مبارز • حزب مشاركت ايران اسلامي • سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي • حزب كارگزاران سازندگي • انجمن اسلامي معلمان ايران • انجمن اصلاحات • فراكسيون اقليت مجلس شوراي اسلامي• مجمع نمايندگان ادوار• خانه كارگر • انجمن اسلامي پزشكي • انجمن اسلامي مدرسين دانشگاهها • مجمع فرهنگيان ايران اسلامي • حزب اراده ملت • انجمن روزنامهنگاران زن • حزب اسلامي كار • انجمن اسلامي مديران صنعتي• مجمع مدرسين و محققين حوزه علميه قم • مجمع دانشآموختگان ايران اسلامي • حزب جوانان ايران اسلامي • حزب آزادي • حزب پيشگامان توسعه • انجمن اسلامي جامعه پزشكي • مجمع فرهيختگان • مجمع دانشجویان و فارغالتحصیلان یزدی • جمعيت زنان مسلمان نوانديش • سازمان معلمان ايران • جمعيت كاركنان ايران • انجمن اسلامی مهندسان استان بوشهر • حزب اعتدال و توسعه • كانون زريندشت • اتحاديه ايرانيان مسلمان استرالياي غربي • مجمع زنان اصلاحطلب • سازمان عدالت و آزادي ايران اسلامي • حزب همبستگی ایران اسلامی • مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم• نهضت آزادی ایران و همچنین رای توده مردم را در سبد آرا خود دارند
طرح امنیت اجتماعی
گشتهای ارشاد را جمع می کنم و اعتقاد دارم در خانواده از طریق مادر بزرگها و ÷در بزرگها جوانان می توانند بهتر به نتیجه می رسند
سیاست خارجی
به صحنه آمده ام تا عزت مردم و هویت و اصالت ایرانی را از طریق تنش زدایی و برقراری روابط بهتر با جهان احیا کرده و احترام ایرانیان را در جهان تامین کنم و به سوی ایرانی آباد، آزاد و سربلند سوق دهم
احزاب
به احزاب معتقدم و همواره گفته ام وجود یک حزب کارآمد را لازم می دانم
اقتصاد
«تورم ۲۵ درصدی یعنی کوچک شدن سفره مردم که اعتیاد و فقر را به دنبال دارد. مهمترین برنامهام حل بیکاری و تورم خواهد بود، اما این دو مسئله زمان میخواهد چون با وضعیتی که دولت فعلی به بار آورده مشکلات حل آن نیز چند برابر شده است».
بهره گیری از کارشناسان
«آیا قابل تامل نیست که بعد ۳۰ سال از اول انقلاب و ۲۰ سال از اولین برنامه توسعه در زمینه اقتصادی با کاهش و روند سقوط مواجه باشیم؟! علت این موضوع عدم فهم نقش علم در مدیریت و پیشرفت کشور است. به هیچ وجه ارتباط ارگانیک بین رشد علم و تصمیمات و تحقیقات وجود ندارد. یکی از تنگناها عدم استفاده از نیروهای کارآمد است
امنیت
: «اگر فردی از آینده ترس داشته باشد امنیت و آزادیش را در خارج از مرزها جستجو میکند. مهندس میرحسین موسوی گفت: «اگر بخواهیم استقلال کشور را حفظ کنیم باید تغییر رویه بدهیم. روش حاکم را به جایی نمیبرد
مطبوعات
«هر برخوردی با مطبوعات باید در چارچوب قانون صورت گیرد. من دید امنیتی به نشریات ندارم و با توقیف فلهای نشریات مخالفم. باید تلاش کنیم قانون در این رابطه اجرا شود و فضاهای موجود را باز کنیم«باید ترتیبی بدهیم گردش اطلاعات آزاد باشد و مردم محرم محسوب شوند البته اطلاعات سری محدودی هم وجود دارد ولی کشورهایی که با مردم نزدیک باشند تابع قوانینی هستند که اجازه میدهد اطلاعات شفاف در اختیار مردم قرار گیرد
اقتصاد:
به نظر من دولت در حال ویران کردن اقتصاد کشور است، من بهاین مساله اعتقاد دارم و چرا نباید آن را مطرح کنم؟ من احساس خطر کردهام و به صحنه آمدهام و باید این احساس خطر را به دیگران هم انتقال دهم».
فرهنگ:
«یکی از مهمترین شعارهایی که در جلسه بزرگی با اهل فرهنگ در تهران مطرح کردم و خط و مشی کلی من دراین زمینه را تا حدود زیادی نشان میدهد این است که دولت فرهنگی خواهم داشت ولی از فرهنگ غیر دولتی حمایت خواهم کرد. فرهنگ در یک فضای آزاد و نه در یک فضای آمرانه رشد خواهد کرد. اهمیت ندادن به فرهنگ، مشکلات فراوانی برای کشور به وجود میآورد و هنرمندان و اهل فرهنگ را از نظام ناراضی میکند. نمونه این مساله را در سیاستهای نامناسب در زمینه نشر، ایجاد محدودیت برای چاپ کتاب و کمتر شدن تعداد و فعالیتهای ناشران شاهد هستیم. خوشبینی نیروهای فرهنگی و هنری نسبت به نظام و دولت پشتوانهای برای دولت است و ما این مساله را در فرهنگستان هنر رعایت کردیم و انجام دادیم و هیچ دلیلی ندارد که در سیاستهای دولت هم نتوانیم مساله را پی گرفت. دولت باید سعی کند فضا را برای خلاقیت هنرمندان و فرهنگیان ایجاد کند».
|
به گزارش سرویس عکس خبرگزاری زنان ایران "ایونا" ، از چپ به راست :
| ||
|
لذا در اوايل قرن نوزدهم لزوم بهبود شرايط كار و زندگي كارگران بيش از پيش محسوس شد.
«رابرت اون»، اصلاحطلب اجتماعي اهل انگلستان نخستين كسي است كه در انديشه بهبود شرايط زندگي كارگران، يادداشت به كنفرانس «آخن» نگاشت و ضمن آن احتياجات فوري طبقه كارگر را براي مردم جهان برشمرد.
اون كه باني جنبشهاي بينالمللي كارگري بهشمار ميرود، نه تنها خواستار تنظيم مقررات عادلانه كار در سراسر جهان بود، بلكه در توزيع عادلانه كالاهاي اقتصادي ميان كارگران فعاليت ميكرد. از طرف ديگر فردي به نام «لوگراند» با ارسال يادداشتهاي مشابهي به دولتهاي اروپايي خواستار تصويب قوانين عادلانه در جهت حمايت از شرايط كاري و وضعيت كارگران شد.
«ويلهم دوم» امپراتوري آلمان در فوريه 1890 ميلادي با الهام گرفتن از تفكرات سوسياليستي خواستار تشكيل كنفرانس بينالمللي شد و بدين ترتيب نخستين كنفرانس بينالمللي كار در 15 مارس 1890 در برلين برپا شد. در اين كنفرانس علاوه بر نمايندگان سياسي دولتها، نمايندهاي از كارگران و كارفرمايان هر يك از 12 كشور اروپايي شركت داشتند.
اين كنفرانس قواعد و اصول جديدي را در حمايت از كارگران بهتصويب رساند تا در قوانين داخلي كشورهاي شركتكننده لحاظ شود.
در برخي از كشورهاي جهان همچون آمريكا و كانادا نخستين دوشنبه ماه سپتامبر را روز جهاني كارگر مينامند، ولي در برخي از كشورهاي ديگر از جمله كشورهاي اروپايي و آسيايي اول ماه مي بهعنوان روز جهاني كارگر شناخته ميشود.
نخستين بار در پنجم ماه سپتامبر سال 1882 ميلادي روز كارگر در نيويورك آمريكا جشن گرفته شد و رئيسجمهوري وقت آمريكا قانوني را امضا كرد كه بهموجب آن نخستين دوشنبه ماه سپتامبر بهعنوان روز كارگر نامگذاري شد. اين مساله از آن جهت اهميت فوقالعاده مييابد كه «گروور كليوند» رئيسجمهوري وقت اين كشور هيچگاه حامي اتحاديههاي كارگري نبود و در حقيقت وي با اين اقدام خود تلاش كرد تا چهره مخدوش سياسي خود را كه پيش از آن با دستور براي مقابله با اعتراضهاي كارگري بهوجود آمده بود، ترميم كند. درگيريهايي كه در آن حداقل 34 تن از كارگران معترض كشته شدند.

دیروز روز کارگر بود و این که چقدر از این تلاشگران تجلیل شد بماند
گرامی میداریم یاد عزیز کارگری که ۲ هفته پیش در بندرعباس قربانی بی دقتی پیمانکار آب
وفاضلاب هرمزگان شد
زیادند از اینگونه کارگرانی که آرام و بی سرو صدا یا حقشان را زیر پا می گزارند و یا
در پی سهل انگاری مدیران جان می دهند.........

